عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )
187
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )
ذكر حكومت امير اوكو بهادر و فرزندان او در بلاد كرمان « 1 » حضرت « 2 » امير بزرگ صاحبقران - انار اللّه برهانه - در رجب سنهء خمس و تسعين و سبعمأية حكومت و ايالت ممالك كرمان به امير اعظم امير اوكو بهادر كه از قبيلهء برلاس است ارزانى فرمود . او حاكمى مدبّر و سياسى دلير بود . چون به كرمان رسيد و در آنجا متمكّن گشت اطراف و ولايت به سبب انقلاب نامضبوط بود . خبر رسيد كه امراى اوغان و جرما و احشام سر تمرّد و فتنه « 3 » دارند و امير محمّد جرمايى مقدّم ايشان است با « 4 » گودرز در قلعهء سيرجان « 5 » متحصّن شده و فتنه انگيخته . امير اوكو صلاح چنان ديد كه پهلوان على قورچى كه در ايّام سلطان احمد حاكم اوغان بود با لشكرى از ترك و تازيك متوجه هزاره شوند « 6 » و دفع اين فتنه نمايند . چون على قورچى نزديك امير محمّد رسيد ، با امير محمّد مواضعه كرد و بعضى از لشكر ترك را به شهادت « 7 » رسانيدند و با لشكر اوغان ملحق شدند . « 8 » از اردوى همايون مقرّر بود كه شاه شاهان « 9 » با لشكر « 10 » سيستان و امير اوكو با لشكر كرمان به اتّفاق به محاصرهء سيرجان روند . اين خبر برسيد . ايشان به تهيّأ « 11 » اسباب جنگ مشغول شدند . على قورچى و امير محمّد با لشكر هزاره و اوباش كه از هر جا بديشان پيوسته بود و نوروزيان به يك بار روى به شهر كرمان نهادند و در رمضان سنهء خمس و تسعين و سبعماية بر در شهر نزول كردند . امير اوكو و شاه شاهان در شهر متحصّن شدند و جنگ سخت شد . سوار نامى به شيراز فرستادند و اعلام اميرزادهء اعظم عمر « 12 » شيخ بهادر نمودند . اين طايفه در محاصره و جنگ مجدّ شدند . چنانچه نردبانها بر باروى شهر
--> ( 1 ) اين عنوان را گ ، ما ندارند . ( 2 ) با ندارد . ( 3 ) با ندارد . ( 4 ) با ، گ ، مل : و . ( 5 ) با ، گ ، مل : سيرجان است . ( 6 ) گ ، مل : شدند . ( 7 ) اساس : شهاب الدّين ! . ( 8 ) با ، گ ، اساس : شد . ( 9 ) با : شاه شجاع . ( 10 ) گ ، مل : با امير . ( 11 ) با ، گ ، مل : تهيّه . ( 12 ) با ، گ ، مل : امير .